![]() |
![]() |
|
| مطالب موردعلاقه ی من |
|
يه عالمه ابر سياه عجيب و غريب ، نور سرخ ، دود ، غروب ، وحشت من از ....ترسيدم . واقعا ترسيدم . از تنهايي خودم از بدي خودم . از فاصلم از اون يعني از خودم . بعد يه كمي بالاتررو نگاه كردم يه ستاره ي كوچولو داشت مي تابيد و من نترسيدم و من يه چيزايي يادم اومد يه چيزايي كه نبايد فراموششون ميكردم و من يادم اومد كه من شايد اونقدرها هم دور نيستم و تصميم گرفتم از اين به بعد كمي بالاتر از بالا نگاه كنم به اوج . |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 1385/10/18ساعت 3:13 توسط آرام ابراهیمیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من اينجام ولي حساس به تموم اتفاقات خوب و بد جاهای دیگه.
من يه پديده ي نادرم كه در پنجم بهار 65 به وقوع پيوست. این تصویر زیبا کار خاتون عزیزمه.مرسی. |
| پیوندهای روزانه |
|
تا چهل می شماریم چیستی ؟ خواب و خیالی ؟ سفری ؟ خاطره ای ؟ امتحان دینی آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
مطالب مورد علاقه ی من شعر |