![]() |
![]() |
|
| مطالب موردعلاقه ی من |
|
به همین زودی شب یلدا هم اومد.
چه زود!!!!! چه قدر برای ایرانی هایی که امشب در ایران نیستند دلم میسوزه واقعا آدم اگه بهش فکر کنه ناراحت میشه امشب برام دعا کنید که همیشه یلدا و نوروز توی ایران باشم (حالا روزای دیگه رو فاکتور میگیرم) . راستی شب یلداتون مبارک. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/09/30ساعت 18:40 توسط آرام ابراهیمیان |
|
|
یک جفت کفش به دستهایش پوشانده بود
و داشت راه می رفت با چهار پا ومن از ته دل خندیدم ولی نه به او که به خودم و به خودت که چرا او اینچنین رها شده در خیابان
من نمیدونم این چیه ولی به نظر خودم یه قطعه ی ادبی کاملا جوششیه چون براساس احساسم اتفاق افتاد. |
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه 1385/09/09ساعت 14:15 توسط آرام ابراهیمیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من اينجام ولي حساس به تموم اتفاقات خوب و بد جاهای دیگه.
من يه پديده ي نادرم كه در پنجم بهار 65 به وقوع پيوست. این تصویر زیبا کار خاتون عزیزمه.مرسی. |
| پیوندهای روزانه |
|
تا چهل می شماریم چیستی ؟ خواب و خیالی ؟ سفری ؟ خاطره ای ؟ امتحان دینی آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
مطالب مورد علاقه ی من شعر |