![]() |
![]() |
|
| مطالب موردعلاقه ی من |
|
من مرده ی این عمق و غنای جدید وبلاگمم
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/08/27ساعت 15:22 توسط آرام ابراهیمیان |
|
|
چند روز پيش كمي شاخه ي شكسته كنار خيابونمون بود يه لحظه حس كردم بينشون يه گربه ي مرده ي لهيده ي خشك شده هست انقد گير دادم تا آخر ديدم آره گربه مردست.بعد يادم اومد چن وقت پيشش تو همین خیابون يه موش مرده ي لهيده ديده بودم.تازه قبلترش هم يه قورباغه يا مارمولك لهيده ديده بودم كه كاملا با اسفالت يكي شده بود و تموم اجزاي شكمش پاشيده بود دورش(حالتونو به هم زدم |
|
+ نوشته شده در
جمعه 1385/08/26ساعت 23:36 توسط آرام ابراهیمیان |
|
|
يه روز صبح سوار تاكسي شدم آقاي راننده از اون اول به همه فحش ميداد توهين ميكرد +نفرين و.....مثلا يكي دور ميزد ميگفت حيفه ماشينش لياقت اين ماشينشو نداره .يا يكي بوق ميزد ميگفت به حق 5 تن .....من اعصابم خرد شده بود از دستش. هي غرغر ميكرد. دق كردم ظهر كه برميگشتم يه تاكسي گرفتم رانندش خيلي خيلي آدم خوبي بود. انقدر آروم بود كه آدم صفا ميكرد .تازه يه آقاي نابيناييم جفتش نشسته بود كه اونم خيلي آرامش داشت از اول مسير داشتن آروم در مورد يه مبل فروشي كه تغيير كرده(فيض ا...به تشريفات )حرف ميزدن تا رسيديم بهش وآقا مسافره پياده شد .از همون جا من مثل مادر بزرگا دعا شون ميكردم نميدونم چرا بعضيا به خودشون اين اجازرو ميدن كه روي اعصاب اطرافيانشون قدم بزنن.من كه واقعا تحملش رو ندارم دلم ميخواد خفشون كنم.شماها چي؟؟؟؟؟ |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/08/06ساعت 1:13 توسط آرام ابراهیمیان |
|
|
امروز آبادان بوديم .هوا خنك. توپ شما كه نزديكتون آبادان نداريد كه عكس هم گرفتم ولي خب نه اون جوري كه دلم ميخواست اما بد نشدن .دوربينمم بايد منتش رو كشيد تا لطف كنه عكس بگيره گاهي يه حلقه فيلم 36 تايي رو كامل ميگيره گاهي هم همرو نابود ميكنه حالا تا ببينيم تو چه مودي بوده امروز؟؟؟ خلاصه براي اولين بار تا تقريبا 1 ساعت بعد از غروب اونجا بوديم خيلي شهر زنده ايه .خدا هميشه اين جور نگهش داره ...و هر روز بهتر از ديروز... همه ي خوزستانو...آمين.... |
|
+ نوشته شده در
شنبه 1385/08/06ساعت 1:7 توسط آرام ابراهیمیان |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
من اينجام ولي حساس به تموم اتفاقات خوب و بد جاهای دیگه.
من يه پديده ي نادرم كه در پنجم بهار 65 به وقوع پيوست. این تصویر زیبا کار خاتون عزیزمه.مرسی. |
| پیوندهای روزانه |
|
تا چهل می شماریم چیستی ؟ خواب و خیالی ؟ سفری ؟ خاطره ای ؟ امتحان دینی آرشیو پیوندهای روزانه |
| آرشیو موضوعی |
|
مطالب مورد علاقه ی من شعر |